
در حالی که عده یی از پر بار بودن این زمستان به طور کلی در منطقه شادمانند در قسمتی از همین منطقه مردمانی می زیند که با این خیر نسبی -ریزش مداوم برف-که این روز ها برای مردم این کشور شر مطلق شده برای نجات از مرگ خویش سخت در نبردند ,خبر های رسیده از کشور حکایت از افزایش لحظه به لحظه قربانیان این زمهریر دارد.
سفید شدن زمین در افغانستان مردم را به یاد آدم برفی و برفبازی و ورزش های زمستانی نمی اندازد بلکه تداعی گر قحطی, گرانی ,بیماری, تلف شدن مواشی, فرو ریختن سقف کلبه گلی و ...است البته عده یی نیز هستند که هر چه از آسمان ببارد تغییری در زندگی شان پدیدار نمی گردد همان ملاکان و فئودال ها که خوشند از این نزولات و دعا بر فزونیش می کنند و مردمی مستجاب الدعوه نیز هستند.
یاد آمد مرا آن زمانی که در کابل محصل بودم و گاهی بخشی از زمستان ها را در آنجا به سر می بردم(در افغانستان تعطیلی مدارس و دانشگاه ها به سبب برودت هوا و نبود امکانات در فصل زمستان است ) آن زمانی که همه از خشکسالی و قحطی می گفتند در مجموع کمتر شبی به خاطرم می آید که کلم و پهلوهایم گرم شده باشند البته ما که امکانات زندگی مان در حد متوسط به بالا بود وای از بیچاره ها و مستضعفین و باز واویلا از این زمستان که به گفته پیران سرد و گرم چشیده, سرمای سخت امسال در چند ده سال اخیر بی سابقه بوده است.
طرفه آنست که با چنین وضعیتی با وجود اعلام توقف طرح اخراج افغانستانی های غیر مجاز از سوی سفارت جمهوری اسلامی ایران در کابل , کشور دوست و برادر ما ایران باز هم عده یی از افاغنه را جمع آوری و اخراج کرد و طرفه تر آنکه بین ۱۱۱ نفری که روز پنجشنبه از مرز دوغارون اخراج شده اند به گفته رییس اداره امور مهاجرین هرات ,دوستان مسئول ایرانی , یک خانم جوان را نیز به سعادت دیدار کشورش نایل ساخته بودند البته با تذکار این نکته که تا اکنون کسی از خانواده اش از سرنوشت این فلک زده آگاه نیست.