چندی پیش که"مسعود خلیلی" فرزند ارشد استاد خلیل الله خلیلی به دعوت هراتی ها به مناسبت صدمین زادروز پدرش به هرات آمده بود ، در خلال سخنان گرم و گیرای خود خاطره قشنگی و در عین حال فوق سری یی را از پدرش در پیوند با هرات برای حضار تعریف کرد که نگاه های زیر چشمی و خنده های معنی دار هروی یین (بخاطر آنکه هروئین نخوانید به این شکل نوشتم) رابه همراه داشت.
می گفت در سالهای دهه سی که من خیلی خرد بودم ،پدرم به همراه هیئتی به منظور نبش قبر سلطان حسین بایقرا به هرات شما آمدند، چون سفر حدود یک ماه به درازا کشید و ما هم چشم انتظار، بالاخره نامه یی از او به دست ما رسید که در آن علت تاخیرش را بیان کرده بود. نوشته بود که وضع هوا اینجا خوب نیست و هر روز برف و باران می آید و تا مادامیکه وضع بر همین منوال باشد طیاره (هواپیما )اینجا نشست و بر خاست کرده نمی تواند و بنا بر این از آمدن ما هم خبری نخواهد بود .
در پایان در گوشه ای از نامه با مهارت این تضمین از بیت مشهور و زیبای سعدی شیرازی را جا داده بود که باعث خوشحالی مضاعف ما گردید، البته ما در آن هنگام دقیقا متوجه نشدیم ،که مخاطب این بیت کی بود!!!
ابر و باد و مه و خورشید و فلک در کارند تا مرا بوسه زدن بر رخ تو نگذارند
+ نوشته شده در پنجشنبه
1387/02/26ساعت 16:15  توسط خلیل الله افضلی
|
دوستی می گفت:
من از مولانا گله یی دارم؛ گله ی سختی ازو دارم ؛
مرا تاب شنیدن چنین نفرینی از زبان او نیست:
آتش است این بانگ نای و نیست باد هر که این آتش ندارد نیست باد
+ نوشته شده در یکشنبه
1387/02/15ساعت 15:38  توسط خلیل الله افضلی
|
کشور ما شايد از يك جانب دست كم خيالش راحت بود كه از این سو ديگر رنج و غمي مرا نشانه نخواهد رفت اما دريغا كه او نیز مراعات حال زارش نکرد، بله تقويم یا همان جنتری را می گویم ، افغانستان زخم خورده تقویم خویش نیز هست .
موضوع نیازمند کمی توضیح است.
بر همه آشکار است كه هفتم ثور یا اردی بهشت ماه هزار و سيصد و پنجاه و هفت آغاز تيره روزي ها در افغانستان است این روز همان روزی است که کمونيست ها تحت حمايت شوروي وقت در پي كودتايي قدرت را بدست گرفتند .در پي آن مردم افغانستان كه مرگ را بر زندگي زير نگين چنين حكومتي ترجيح مي دادند با بيل و كلنگ هايشان بر سر این مزدوران ريختند و بدین ترتیب علم جهاد افراشته شد ، اين وضعيت سالها دوام كرد ، روزگار طاقت سوزی بود ، سال هایی به تلخی زهر و به درازی غم ،سالهایی که از تمام شدن نبود .
در گیر و دار این کشمکش ها عده يي سر براوردند، همان هايي كه سياست هاي آنها موجد اين وضعیت در كشور بود، پول و تسليحات را روانه بازار جنگ افغانستان كردند در آن زمان هيچ كس از خود نمي پرسيد چرا اين نهاد ها و كشور ها اين طور سخاوت مندانه بودجه جنگ ما را تامين مي كنند آيا آن ها نگران اسلام در افغانستان هستند، احساسات نمي گذاشت كه کسی وارد تفكر درچنين وادي هايي شود و يا شايد هم عده يي نمي خواستند مردم به چنين چيز هايي بپردازند به هر روي سطحي ترين توجيهي كه مي شد كرد شايد اين بود كه از گروهي از كفار كمك مي گيريم و بر ضد گروهي ديگر از آنان به كار مي بريم.
پول محك خوبي براي سنجش ميزان ايمان افراد است ،پای پول چون به میان آمد گروهي چون رنگش ديدند سكري بر آنان دست يافت و از اعلي عليين جهادگري به مقام جنگجويي مزد بگير نزول موقعيت دادند و به دستور اربابانشان نقش هيزم كشان آتش اين جنگ را ايفا نمودند ، در آن سوي ديگر جهاد گران مخلصي نيز بودند كه بي خبر از بازيهايي كه بر سر آنها و كشورشان در جريان بود شب ها را با شكم هايي سنگ بسته و پاهايي آبله زده در كوه ها و صخره ها به صبح می رساندند تا شايد خدايشان اين مجاهدت ها در راه او و آزادي وطن را از آنها بپذيرد .سرانجام این سالهای انتظار گذشت و روزي را كه همه در انتظارش بودند سر رسيد و از غرايب اتفاقات درست اين روز در كنار نقطه مقابلش در تقويم نشست .ضدین پهلو به پهلوی هم سخت یکدیگر را در آغوش گرفتند، تقویم به نوعی پوزخندکی بر همگان زد انگار نه انگار بین این دو رویداد ،چهارده سال خون،تباهی و آوارگی فاصله بوده ، امروز اگر نوجوان بي علاقه ما به جريانات كشور چون به صفحات تقويم پر حادثه كشورش بنگرد و متوجه سال هاي اين دو رويداد نباشد مطمئنا گمان خواهد كرد كه اين اتفاقات دو روز پشت سر هم بوده اند كه بي هيچ فاصله اي از همديگر به وقوع پيوسته اند اين جوري است كه تقويم بر ما روا داشته و از این بابت سخت از او گله داریم که در چیدمانش مراعات حال ما نکرد ،جای این دو هرگز درکنار هم نبود تفاوتشان از زمین تا آسمان بود مثل آتش و آب ، البته قبول دارم كه پس از هشت ثور در پي خلا ابر قدرتي كه در افغانستان به وجود آمد قدرت هاي كوچكتر از فرصت به دست آمده سود فراوان جستند و به تطميع برخی از گروه ها پرداختند و آوردند بر سر ما آنچه آوردند ، كه کاشکی من کر بشدی اما آن خبر ها را هرگز نشنیدی . به هر روي باید دانست که اشتباه آن دسته و این حزب، بعد از هشت ثور هفتاد يك به هيچ وجه از ارزش های اين روز نمی کاهد و سیاه شدن این چهره و آن شخصیت سیاسی به معنای زیر سوال رفتن تمام یک کلیت نیست.
+ نوشته شده در یکشنبه
1387/02/08ساعت 1:52  توسط خلیل الله افضلی
|