تبليغاتX
خراسانیات

خراسانیات

الابنيه يا الانبيه ؟

الابنيه عن حقايق الادويه تاليف حکیم ابو منصور موفق بن علي الهروي است.عنوان اصلی کتاب قرار گفته خود مولف در پایان مقدمه کتاب، روضه الانس و منفعه النفس است و الابنیه عن حقایق الادویه لقب کتاب یا عنوان فرعی این کتابست (موفق هروی:۱۳۴۶، ۵).در هيچ يك از منابع كهن نامي از این نویسنده يا تأليفاتش برده نشده است،آگاهيهاي ما دربارة وي تنها از راه همین کتاب اوست كه در مورد ۵۸۴ قلم داروی گیاهی و خواص آنها نوشته شده است. با آنکه این کتاب امروزه بیشتر مطالبش برای پژوهشگران گیاه پزشکی سودمند است اما برای پژوهندگان نثر فارسی قرن چهارم نیز می تواند مفید واقع گردد چه این کتاب از بهترین نمونه های نثر قدیم است.بهترین نسخه این اثر نسخه ای است که به دست علي بن احمد اسدي توسي، صاحب گرشاسب‌نامه و لغت فرس در ۴۴۷ق كتابت شده است، این نسخه در واقع کهن ترین نسخه مورخ فارسی نیز هست که در كتابخانة وين اتریش نگهداري مي‌شود.

بر خلاف نظر برخی از پژوهشگران که واژه‌هاي گويش هروي را درین کتاب بسیار برآورد کرده اند با نگاهی به فهارس مختلف کتاب و بسیاری از جاهای متن ،ضبط کلمات بر طبق گویش هرات را درین کتاب در آن حد ادعا شده نمی بینیم.

از ستایش ها و سخنان مولف در باب فردی که کتاب به او پیشکش شده به نظر می رسد که این کتاب را به نام امير،منصور بن نوح ساماني(حكـ350-366ق)مصدر شده است و برخی پژوهشگران بر پایه این قرینه و قراینی دیگر به این نظرند که به احتمال زیاد این اثر در زمان همین پادشاه دانش پرور سامانی تالیف شده است.

در نسخه اسدی توسی که انتشارات بنیاد فرهنگ سال ها پیش آن را چاپ عکسی(فاکسیمیله) نموده نام این کتاب به صورت الابنیه(جمع مکسر بنا به معنی ساخت ها) آمده است ،اما امروزه بر بعضی زبان ها صورت الانبیه برای این کتاب نیز شنیده می شود البته با توجه به متن کتاب که در مورد ساخت ها،ترکیبات وفرمولهای این گیاهان و داروها نیست بلکه بیشتر خبر ها و گزارش هایی در مورد گیاهان است به نظر می رسد که الانبیه(جمع مکسر نبا به معنی خبر)نیز بی وجه نباشد اما تا زمان پیدا نشدن سندی معتبر دال بر این موضوع نمی توان عجالتا چنین ادعایی نمود .

یادداشت ها:

۱- آرامگاه موفق هروی که هرویان به اشتباه امروزه خواجه علی موفقش خوانند در داخل شهر هرات از زیارتگاه های مردم این شهر است ،بر لوحه یی که از سوی ریاست اطلاعات و فرهنگ هرات در آنجا نصب شده است زندگی نامه یی و سالروز تولد و درگذشتی و اصلیتی برای این حکیم آورده اند که در دنیای پژوهش به دلیل مستند نبودن آنها پذیرفتنی نیست.

۲- الابنیه به سال ۱۳۴۶ به تصحیح شادروان احمد بهمنیار و به کوشش حسین محبوبی ادرکانی توسط انتشارات دانشگاه تهران چاپ شد.از ویژگی های خوب این کتاب فهارس مختلفی چون فهرست نام های مواد،جایها،بیماریها،اندامها،اعمال و آثار بدن،اشخاص و عناوین و القاب،کتابها،جانوران،افزار ها و مصنوعات،خوراکها،اوزان و مقادیر،لغات و اصطلاحات می باشد که استفاده و کار با این کتاب را بسیار سهولت بخشیده است.

+ نوشته شده در  شنبه 1387/03/25ساعت 15:49  توسط خلیل الله افضلی  | 

قدیمی ترین تاریخ هرات یافت شد

 قدیمی‌ترین تاریخ محلی برجای مانده هرات به فارسی از سیف بن محمد بن یعقوب هروی معروف به "سیفی هروی" است او از ۷۱۸ قمری شروع به نوشتن این اثر خویش نمود و بعد از دو سال و نیم موفق به اتمام آن گردید ،هرات پیش از سیفی هم دارای تواریخی چند بوده است که متاسفانه از ستم روزگار در امان نمانده اند که از آن جمله می توان به تاریخ هرات تألیف ابونصر عبدالرحمان بن عبدالجبار فامی اشاره نمود که به گفته سیفی یکی از منابع او برای نوشتن کتاب تاریخنامه اش نیز بوده است .بعد از سیفی نیز تاریخ نگارانی به تاریخ هرات پرداختند که خوشبختانه این بار آثارشان بدست ما نیز رسیده که می توان از روضات الجنات فی اوصاف مدینه هرات معین الدین اسفزاری و زبده التواریخ حافظ ابرو ،مجمل فصیح خوافی ،حبیب السیر خواندمیر و روضه الصفای میرخواند یاد آوری نمود اما آنچه که موجب خوشی بسیار زیاد برای هراتی ها در ارتباط به تواریخ شهرشان می باشد یافت یکی از تاریخ های گمشده این شهر از استان یزد ایران می باشد .نسخه یافت شده که باز با تاسف آغاز و انجامش افتادگی دارد و نویسنده و کاتبش مشخص نیست ،به گفته رئیس مرکز نشر میراث مکتوب  متعلق به قرن هفتم هجری است و به دلیل اهمیت بسیار آن از روی همین تک نسخه با کمک مالی یونسکو و چند نهاد خیریه داخلی و خارجی در چند ماه آینده به چاپ خواهد رسید.رئیس مرکز نشر میراث مکتوب نیز یادآور شد که با مقایسه هایی که بین این تاریخ و دیگر تواریخ هرات انجام دادیم مشخص شد که تاریخ یافت شده حاوی اطلاعات بکر و دست اولیست  که در هیچ جای دیگری نظیر آنها را نمی بینیم.

به گفته او با هماهنگی هایی که صورت گرفته قرار است به زودی مراسم رونمایی این کتاب با حضور معاون اول رئیس جمهوری افغانستان در شهر هرات برگزار شود و از ایران نیز عده زیادی درین مراسم شرکت خواهند نمود.

به هر روی اگر ثابت شود که این نسخه متعلق به قرن هفتم هجری است این اثر به عنوان قدیمی ترین تاریخ هرات لقب گرفته و جایگاه تاریخنامه سیفی را تصاحب خواهد نمود ،من پیشاپیش یافت و چاپ این اثر ارزشمند را به همه همشهری هایم تبریک می گویم.    

یادداشت: دکتر علی اکبر ایرانی مدیر مرکز نشر میراث مکتوب روز دوشنبه همین هفته میهمان مرکز قطب علمی فردوسی شناسی دانشگاه فردوسی مشهد بود و پیرامون فعالیت های مرکز نشر میراث مکتوب  سخنرانی  کرد.

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1387/03/16ساعت 17:39  توسط خلیل الله افضلی  | 

بدیع الزمان ادیب از یادها رفته هراتیان

 

ابوالفضل احمدبن حسين بن يحيي بن سعيد، مشهور به بديع الزمان همداني (۳۹۸-358 قمري )از مشاهیر عربی نویس دنیاست .

مهمترين اثر او كه موجب شهرتش در دنياي ادب گشته مقامات۱ اوست،جز این دیوان شعر و رسائلی نیز از او مانده است ، اغلب گذشتگان و معاصران در اين كه بديع الزمان مبتكر و نوآور قالب مقامات در قرن چهارم قمري است اتفاق نظر دارند.بدیع الزمان در جوانی به منظور کسب دانش از همدان بار سفر بست و از بلاد دور و نزدیک خویش دیدار نمود ،سفرهای او سرانجام به هرات ختم شد،اما براي او ديدار اين شهر ختم خيري نبود او درين شهر هراتي شد(زن هراتي گرفت)۲ و در چهل سالگی بطور ناگهانی از دنیا رفت.

اما نکته یی که برای من جالب می نماید اینست که چرا کمتر هراتی یی از وجود جسم خفته و روح بیدار چنین شخصیت برجسته یی در سینه و فضای شهر خود باخبر است و  امروز چرا حتی نشانی از مدفن او درین شهر نیز باقی نمانده است. منظور من این نیست که از امروز پارچه هارا ور بزنیم و شروع کنیم به پالیدن قبر بدیع الزمان چه این نه معقول است و نه شدنی اما :

 به راستی چرا او از یاد های هراتیان رفت؟

آیا عدم پرداخت او به موضوعات دینی می تواند دلیل این فراموشی باشد؟

یادداشت :

۱-مقامه(از قام و قیام مخالف مجلس شاید در ابتدا سخنی بوده که سخنران بر سرپا ایستاده بیان می کرده است) نوعی ادبیست که نویسنده با زبانی طنز آميز  هنر و تسلط خويش را بر زبان با عباراتي مصنوع ، مسجع و موزون به نمایش می گذارد.

۲-اين مطلب مرا به مناسبت اين مثل به گمانم هراتي ياد آمد كه مي گويند:( از كجايي ؟از ده زن)

+ نوشته شده در  دوشنبه 1387/03/13ساعت 1:31  توسط خلیل الله افضلی  | 

فردایی پارسی تر

یکی از خوشترین خبر هایی که درین اواخر خواندم ،خبر  نشست سه جانبه چند روز پیش کشور های پارسی زبان ایران ،افغانستان و تاجیکستان  در کابل بود. صرف نظر از بعضی توافق های فعلا روی کاغد اقتصادی که آنها نیز بسیار مهم هستند ولی مرا اکنون با آن ها کاری نیست ،این نشست خوشبختانه نوید فردایی پارسی تر برای ما پارسی زبانان دارد.

اما من از یک زاویه دیگر نگاهی به این جریان می اندازم ،


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه 1387/03/09ساعت 4:42  توسط خلیل الله افضلی  | 

رباعیات منتشر ناشده

 

ميرزا محمد ارشد(1025-1114 ق) فرزند خواجه علي اكبر برنابادي از دودمان هنرمند و روشناس ميرزايان برناباد۱ است .اين خانواده چندين قرن(از نهم تا سيزدهم هجری) از خانواده هاي نامبردار هرات بودند و وجاهت ادبی خويش را در ين سامان حفظ نمودند.

 

از معاصران ارشد مي توان  دوست نزديكش ناظم هروي(1068 ه.ق) و فصيحي(1100 ه.ق)را ياد نمود . از رجال دربار با سعد الدين راقم وزير خراسان و نيز با حسن خان شاملو والي هرات رابطه ادبي داشته است.

 

متاسفانه با وجود در دسترس بودن آثار اين شاعر ارجمند تا كنون ديوان اين شاعر به چاپ نرسيده است ، زنده ياد رضا مايل هروي منتخبي از اشعار ميرزا را از روي تك نسخه يي به سال 1348 ش در تهران به چاپ رساند.

 

از آثار ارزشمند ارشد مثنوي ابر گهربار اوست اين مثنوي كه به تقليد از مخزن الاسرار نظامي و به نام  عباس قلی خان بن حسن خان بن حسين خان شاملو حاکم هرات و بيگلربيگی خراسان مصدّر شده است فقط يك نسخه از آن در كتابخانه آستان قدس رضوي موجود است ؛ پيش از اين احمد گلچين معاني به سال 1344 در مجله دانشكده ادبيات تبريز اين نسخه را به صورت مختصر معرفي كرده بود.  زنده ياد رضا مايل تلاش زيادي به منظور بدست آوردن رونوشتي ازين نسخه از خود به خرج داد ولي خدا خواسته بود كه اين كار بدست فرزند دانشمندش نجيب مايل هروي انجام گيرد .او اين مثنوي را به سال 1378 ش در مجموعه برگ بي برگي كه يادنامه پدرش بود به چاپ رساند ولي اي كاش اين مثنوي ارزشمند كه براي نخستين بار به چاپ مي رسيد در هيئت كتاب مستقلي در دسترس دوستداران قرار مي گرفت كاري كه اميدوارم به همت استاد مايل روزي عملي گردد.

 

ارشد از هري گويا دل خوشي نداشته او در قطعه يي چنين گويد:

 

سراپا جوهرم ليكن چه سازم                     كه مصباحم شبستان هري را

بس است اين جرم كز خاك هراتم               چه مي خواهي سبب بداختري را

نه بي آزرم و دونم نه ستمكار                    چرا در خور نباشم مدبري را

بصابون عراقي كي توان شست                    ز من لوث خراساني گري را

 

در صفحات بدرقه نسخه آستان قدس رباعيات،قطعات و غزل هايي از ارشد به قلم کاتب ديگری نوشته شده كه در منتخب استاد مايل نيامده است،دو رباعی از اين نسخه را پيشکش شما می نمايم.

توجه داشته باشيد که اين دو رباعي برای نخستين بار است كه منتشر مي شوند(تمامی اين اشعار را سعی می کنم در مقاله يي به چاپ برسانم).

 

ارشد ز دمت باد سحر مي سوزد                    وز گرمي ناله ات اثر مي سوزد

بر قدر رطوبت گناهست عقاب                     چون هيمه تر است ديرتر مي سوزد

 

يا رب ز شراب شوق مدهوشم كن                 وز خاطر نيك و بد فراموشم كن

بگشاي برويم در گنجينه راز                        وانگاه سراپا۲ چو صدف گوشم كن

 

يادداشت ها:

۱-برناباد روستايی در غرب هرات و از توابع غوريان است، ارشد سرانجام در همين روستا که زادگاه او نيز بود به خاک رفت و محل آرامگاه او اکنون در آن جا  مشخص است.

۲-در نسخه آستان قدس مصراع آخر به شکل« وانگاه سر پاه چو صدف گوشم کن» آمده است به نظر می رسد که کاتب دچار سهو شده باشد،من با توجه به وزن شعر  آن را به سراپا تغيير دادم.

+ نوشته شده در  شنبه 1387/03/04ساعت 22:30  توسط خلیل الله افضلی  |