تبليغاتX
خراسانيات
جمعه 1387/05/04
کجا بودیم؛چی شدیم!
دکتور عبدالغنی بیدل شناس معاصر پاکستانی در مقدمه کتاب خویش«احوال و آثار میرزا عبدالقادر بیدل1 »خاطره شیرینی از کابل دارد که دریغم آمد با یاد آن کام شما را نیز شیرین نسازم هر چند با مقایسه امروز و آن روزگار شاید این شیرینی دیری در کامتان نپاید.
دانشگاه پنجاب در سال 1951 میلادی بورسیه یی به آقای عبدالغنی می دهد و ایشان به هدایت استاد راهنمایش کابل را به این منظور بر می گزیند.به هر روی مقدمات سفر فراهم می شود و وی به معاونت مرحوم سرور گویا اعتمادی با بیدل شناسان مشهور افغانستان آشنا می شود و به کتابخانه های مختلف کابل سر می زند و از نسخه های نفیس و منحصر بفرد آثار بیدل موارد به گفته خودش بس مفیدی را یادداشت می کند .کابل و کابل نشینان آنقدر درین سفر به دکتور عبدالغنی کمک کردند که او خود اعتراف می کند که :« اگر به کابل سفر نمی کردم رساله موجوده نواقص بزرگ می داشت ازین سبب حقی که کابل بمن دارد تقریبا از هر فصل آن متجلی است» و در ادامه می گوید :«بیدل در افغانستان بسیار شهرت دارد .در آنجا هر شخصیت ادبی صاحب یک کلیات بزرگ بیدل است که در مطبعه صفدری بمبئی به طبع رسیده و به مبلغ (700)افغانی بفروش می رسد .هنگامیکه با آقای سعید نفیسی ایرانی که اتفاقا در آن ایام او نیز در کابل بود و آقای سرور خان گویا ذریعه موتر [(ماشین)] به پغمان (یک صیفه زیبای کوهستانی در افغانستان که از کوه های پربرف آن دریای کابل سرازیر شده و راه وادی را پیش می گیرد )می رفتیم از زبان شوفر شنیدم که نزد وی نیز یک کلیات بیدل موجود است».
کابل آن زمان دل از زنده یاد سعید نفیسی نیز ربوده بود آنجا که می گوید:
بار دیگر جنون من گل کرد                     هوس نغمه های بلبل کرد
آنکه چشمش هزار ها خون ریخت          با که گویم که چون تغافل کرد
هر که دستش به دامن تو رسید            کافر است ار به کس توسل کرد
لب تو کام عاشقان را داد                     چشم مست تو گر تطاول کرد
از جوانی مکن نفیسی یاد                   عشق پیری ببین که چون گل کرد
وطن و خانواده و اطفال                         همه را دل فدای کابل کرد2
یادداشت:
1-این کتاب که رساله دکتوری آقای عبدالغنی بوده و در هفت سال به زبان انگلیسی تدوین شده بود به سال 1351 خورشیدی توسط میر محمد آصف انصاری ترجمه و در سلسله نشرات دانشکده ادبیات و علوم بشری دانشگاه کابل در 442 صفحه در قطع وزیری به چاپ رسید.
2-مرحوم نفیسی این غزل خویش را در مراسم عرس بیدل به سال یکهزار و سیصد و سی خورشیدی در منزل بیدل شناس شهیر افغانستانی شادروان هاشم شایق افندی قرائت نمودند.
+ در 17:48 به قلم خلیل الله افضلی.