تبليغاتX
خراسانيات
جمعه 1387/08/24
سده های آینده؛ زیر نگین بیدل

حیرت آهنگم که می فهمد زبان راز من          گوش بر آیینه نه تا بشنوی آواز من

سوّمین کنگره بین المللی عرس بیدل در روزهای 15 و16 ماه روان در تهران برگزار شد. من نیز به همراه استاد ارجمندم جناب دکتر محمد جعفر یاحقّی مقاله مشترکی درین کنگره داشتیم که بنده برای ارائه آن مأمور گردیده بودم.


دنباله‌ی نوشته
+ در 15:26 به قلم خلیل الله افضلی.
دوشنبه 1387/08/06
ناله های خانگی؛فریاد های بیابانی

این روز ها که به اکراه یا به رضا در سبک هندی دست و بالکی می زنم به راستی یقینم گشته  که در ایران در خصوص برخی از شعرای این سبک کماکان ستم روان است.

قصه و بیتی از پادشاه مغولی هند: (نقل مفهومی )

 نمی دانم چرا این بیت مرا خیلی گرفت!!!

اورنگ زیب عالمگیر در هنگام جوانی، پرستاری داشته خوشخوان و زیبا، به مرگ او عالمگیر مدتها غمگین بماند. سرانجام روزی که دیگر تاب تحمل این غم در فضای قصر برای او نمانده بود سر به صحرا زد، چون یکی از ندیمانش علت صحرا آمدن را پرسید عالمگیر چیزی نگفت و فقط این شعر را بر زبان آورد:

ناله های خانگی دل را تسلی بخش نیست           در بیابان می توان فریاد خاطر خواه زد  

 

+ در 6:10 به قلم خلیل الله افضلی.
پنجشنبه 1387/08/02
از انوری مداح تا انوری ممدوح

انوری ابیوردی شاعر نامبردار قرن ششم قمری بیگمان از چکاد نشینان شعر مدیح پارسیست. خوب شاید بگویید که این بالانشینی جایگاه چندانی در نظرگاه انسان معاصر برای او رقم نخواهد زد و حق هم شما راست٬ اما با نگاهی به دیوان او شعر هایی نیز می یابیم که به راستی در انها حق شعر را به جا آورده است و داد سخن را نیز داده است .

قصیده "بر سمرقند اگر بگذری ای باد سحر"  از این دست شعر های اوست که به اعتقاد بسیاری باعث بقای نام انوری در تاریخ ادب پارسی گردیده است .انوری در این قصیده مظالمی را که بر مردمش  به سبب بیرسمی ها و نامردمی های ترکان غز می رفته است اندکی به تصویر کشیده است و از خاقان سمرقند برای رفع این ها استمداد جسته است.

 وضعیت امروز هرات نیز دست کمی از روزگار حمله غز ها بر خراسان بزرگ ندارد.شاید امروز اگر انوری می بود و از بخت بد مجبور به سکونت در هرات می شد شاید از دست جور و جفاهای ترور٬آدم ربایی٬دزدی ٬ارتشا٬ و ...رایج در روزگار کنونی هرات قصیده یی برای دلش می سرود .(تصادف را ببینید که درین روزگار هم هرات انوری یی دارد که خوب البته حکایتش مجزاست و درست نقطه مقابل انوری مرحوم من و شماست)بله همان طور که گفتم نه به منظور کمک طلبیدن بل می سرود تا اندکی از دردهایش را آرامشی بخشد چه این همه درد ها را واقعا کشیدنش یکجا و به تنهایی خیلی دشوار است!!!

بخش هایی از این قصیده زیبا و در عین حال دردناک را در ادامه بخوانید پیشنهاد می کنم به جای سمرقند در ذهنتان هریوا بگذارید و به جای خاقان ... 


دنباله‌ی نوشته
+ در 17:9 به قلم خلیل الله افضلی.