
از آنجایی که آدمی همواره در حال تغییر است و من امروز آن آدم دیروز نیستم و به راستی چه خوب هم هست این، در ابتدا این پست را با اتکا به یک منبع نوشته بودم اما متاسفانه چیزهایی از دیگر منابع درین روزها خواندم و شنیدم که نظرم برگشت. باشد که هراتی هستم اما دلیلی ندارد که بر ضعف های شهر و همشهری هایم جهت رفع آنها انگشت نگذارم و اکنون متن را با اندک تصرفاتی مشاهده خواهید نمود.
از این چرخش سریع مواضع عذر خواهم.
شاید عنوان مطلب برایتان خیلی روشن نباشد و از خود بپرسید بیهقی و میهمانی؟ البته نه اینکه خواجه ما آدم صاحب دسترخوانی نباشد بلکه می دانیم از مرگ آن مرحوم صد ها سال می گذرد و چگونه ممکن است مرده یی که حتی خود -با آن بلا هایی که بر سر غزنین بیچاره آمد- گورش را گم کرده، زنده شود و و عزم مشهد نماید و ضیافت بر پا کند.
کفش برداری کنم در محضر قاری اگر به که در ایران فروغی جا دهد بر سر مرا
یادداشت:
محمد علی فروغی(۱۲۵۴-۱۳۲۱ خورشیدی) نویسنده و سیاستمدار بزرگ ایران و چند دوره نخست وزیر این کشور بوده است.